اما واقعا حذف پيش‌بيني سود از سوي مديران شرکت‌ها اتفاق مثبتي محسوب مي‌شود يا خير؟ تقريبا عمده کارشناسان بر افزايش توان تحليلي بازار اتفاق نظر دارند اما خطرهايي که از اين ناحيه مطرح مي‌شود نيز کاملا قابل درک است.آنچه مشخص است حذف پيش‌بيني درآمد بايد افزايش ميزان مطالعه و تحليل را به دنبال داشته باشد و بسياري از معامله‌گراني که تا پيش از اين حداکثر مدت زماني که صرف مطالعه صورت مالي ارائه‌شده از سمت شرکت مي‌کردند يادداشت پيش‌بيني سود هر سهم بود، بايد زمان بيشتري را براي کسب اطلاعات حداقلي صرف کنند؛ اين موضوع تنها به معامله‌گران حقيقي محدود نمي‌شود و معامله‌گران حقوقي و سکانداران سرمايه‌هاي کلان بسياري را که ساليان درازي با اتکا بر پيش‌بيني درآمد سود از سوي شرکت‌ها سپري مي‌کردند، شامل مي‌شود.

بر اين اساس در يک مکانيزم اقتصادي تقاضا براي تحليل افزايش مي‌يابد. در اين شرايط ارزش واقعي تحليل‌ مشخص مي‌شود و احتمالا افزايش رقابت در اين بازار مي‌تواند افزايش عمق تحليلي بازار را به دنبال داشته باشد. اما اين موضوع به‌طور قطع ريسک‌هاي بسياري را براي سرمايه‌گذاران به همراه خواهد داشت. شايد بتوان گفت بخشي از ريسکي که مديران شرکت‌ها و همچنين مديران نظارتي برعهده داشتند، در يک گام مثبت رو به جلو بر دوش سرمايه‌گذار قرار مي‌گيرد. سرمايه‌گذار است که بايد با سنجش توان پذيرش ريسک و همچنين ميزان بازدهي مورد انتظار با ريسک‌هاي پيش روي شرکت آشنا باشد.از سوي ديگر منتقدان، اين طرح و دستورالعمل جديد حذف پيش‌بيني درآمد از سوي شرکت‌ها را نه‌تنها عاملي براي افزايش عمق تحليلي نمي‌دانند بلکه اين افراد با نگاهي به تجربه خود از بورس تهران حذف اين بخش را تنها عاملي براي جولان هر چه بيشتر سفته‌بازان و افزايش رانت مي‌دانند.

 شدت اثر «پيش‌بيني درآمد»

پيش‌بيني درآمد ارائه‌شده از سوي شرکت‌ها در سال‌هاي اخير را تنها مي‌توان يک پيش‌بيني از سوي يک تحليلگر (در اينجا مديران شرکت) دانست. گرچه درجه اعتبار اين تحليل بايد بر اساس تجربه بازار از پيش‌بيني‌هاي پيشين مديران شرکت سنجيده مي‌شد اما انتشار اين عدد روي «کدال» به‌عنوان سامانه‌اي بسيار معتبر باعث مي‌شد که بازار از وزن‌دهي صحيح به اين تحليل خودداري کند و از واقعيت‌ها غافل شود.در مرحله نخست و پيش از اينکه اثر حذف گزارش‌دهي پيش‌بيني سود از سوي مديران شرکت مطرح شود بايد ديد پيش‌بيني مديران يک شرکت چه تاثيري بر رفتار معامله‌گران در بازار سهام داشته است. نمونه‌اي از اثر ارائه پيش‌بيني بر رفتار معامله‌گران و نوسانات قيمت در سال جاري مشاهده شده است. نمونه اين رفتار در گروه فلزات اساسي به‌عنوان گروهي که حتي با توجه به عيان بودن روند قيمتي فلزات در بازار جهاني امکان ارائه تحليل دقيق وجود داشت نيز بسيار بود. مثال‌ها در اين خصوص بسيار زياد است و شايد مثال بارز اين موضوع براي فعالان بازار سهام در سال جاري سهام فولاد مبارکه است که با وجود مشخص بودن روند سودآوري، ارائه پيش‌بيني درآمد از سمت اين شرکت عمده فعالان بازار و حتي تحليلگران را غافلگير کرد.

اعتباردهي بيش از اندازه به «پيش‌بيني سود»

«فولاد» اولين پيش‌بيني درآمد هر سهم براي سال جاري را ۲۵۳ ريال عنوان کرده بود. در پيش‌بيني شرکت بر اساس عملکرد واقعي ۳ ماهه اين پيش‌بيني به ۳۰۲ ريال رسيد و روند تعديل مثبت فولاد مبارکه ادامه يافت تا اينکه در عملکرد ۶ ماهه مديران اين شرکت با تعديل ۷۸ درصدي پيش‌بيني سود هر سهم را روي «کدال» قرار دادند. عمده فعالان بازار به‌صورت قابل توجهي به پيش‌بيني درآمد شرکت‌ها توجه دارند.به نظر مي‌رسد در روندي که پيش‌بيني درآمد اين شرکت حذف مي‌شد روند تغييرات قيمتي اين سهم بازار را تا حدود زيادي سردرگم مي‌کرد و بر اين اساس در ارزش‌گذاري اين سهم با مشکل مواجه مي‌شد. در اين گزارش تحليل صورت‌هاي مالي فولاد مبارکه مورد نظر نيست بلکه تنها از اين مثال به بررسي اثر پيش‌بيني درآمد پرداخته شده است. در اين خصوص پس از ارائه عملکرد ۳ ماهه نخست بسياري از تحليلگران بر انتظار براي رشد سودآوري اين شرکت تا سطح ۵۰ تومان تا پايان سال تاکيد داشتند (در اين خصوص آرشيو تحليل‌هاي سايت «دنياي بورس» اين موضوع را تاييد مي‌کند).

در حالي‌که بسياري از تحليلگران بازار به اين موضوع باور داشتند اما مديران اين شرکت تا ارائه عملکرد واقعي نيمه نخست و بر حسب تکليف قانوني از ارائه پيش‌بيني درآمد سود خودداري کردند (در اين خصوص بايد به مديران يک شرکت حق داد زيرا پيش‌بيني بالاي درآمد تنها بار مسووليت ناشي از نوسانات بازار جهاني را به دوش مديران خواهد انداخت). در عملکرد ۶ ماهه نيز پوشش تقريبا ۱۰۰ درصدي پيش‌بيني شرکت در نيمه نخست بار ديگر بر اين موضوع تاکيد کرد که نبايد به پيش‌بيني ارائه‌شده از سمت شرکت اتکا کرد. پيش‌بيني تنها روند را مشخص مي‌کند و در اين بين متغيرهاي بسياري هستند که اين روند را تغيير داده و مي‌توانند اين پيش‌بيني را که در بازه‌هاي زماني طولاني (چندين ماهه) تکرار مي‌شوند، دستخوش تغيير کنند.

در اين ميان آيا واقعا مديران اين واحد توليدي که اتفاقا سال بسيار خوبي را براي سهامداران رقم زده‌اند بايد سرزنش شوند يا اينکه نهاد ناظر به دليل عدم نفع معامله‌گران (فروش در سطوح قيمتي پايين سهام حتي از سمت صندوق‌هاي بزرگ سرمايه‌گذاري) بايد محاکمه شوند؟ جواب اين سوالات قطعا منفي است.مديران يک شرکت بنا به انتظارات خود از بازار و ريسک‌هاي موجود به تحليل شرايط آتي مي‌پردازند. نظر اين مديران را تنها مي‌توان به‌عنوان يک تحليلگر وضعيت شرکت که از وضعيت داخلي شرکت نيز آگاه است، پذيرفت. اما اين موضوع به اين معنا نيست که نظر اين افراد کاملا درست است. اين نظرات بايد بعضا وزن بيشتري داشته باشند اما اين موضوع به اين معنا نيست که کاملا مورد اطمينان هستند. آنچه در پيش‌بيني درآمد شرکت‌ها در سال‌هاي اخير منعکس شده است تنها نظرات تحليلي مديران يک شرکت‌ بوده است که بر اساس انتظاراتشان از آينده شرکت منتشر شده است. در اين ميان برخي از اين نظرات با گذر زمان درجه اعتبار بالاتري کسب کرده‌‌اند، برخي نيز گرچه در هيچ‌کدام از اين سال‌ها محقق نشده‌اند اما در کمال تعجب سرمايه‌گذاراني وجود داشته‌اند که اين اعداد را مبناي سرمايه‌گذاري قرار داده‌اند.

 فاجعه‌اي که با پيش‌بيني درآمد آغاز شد

پيش‌بيني درآمد شرکت از سوي مديران آن مسووليت‌هاي سنگيني را براي مديران به دنبال داشته است. اين موضوع باعث شده که حالت محافظه‌کاري ميان مديران کاملا رعايت شود. برخي از موارد نيز مشاهده شده که مورد سوءاستفاده مديران قرار گرفته است. مثال بارز اين موضوع کنتورسازي ايران بود. آغاز تلاطم کنتورسازي ايران در بازار سهام زماني رخ داد که مديران اين شرکت در حالي‌که در عملکرد ۹ ماهه ۱۵۱ تومان محقق کرده بود جرات ارائه پيش‌بيني سود هر سهم ۱۵۰۸ توماني را به خود دادند. اين نماد به پشتوانه اين پيش‌بيني درآمد قيمت خورد (جهش ۲۴۵ درصدي) و بحث‌هاي پيرامون «آکنتور» از همان زمان در دامان بورس تهران باقي مانده است. گرچه در ادامه صورت‌هاي مالي واقعي و مورد تاييد حسابرس نيز عمق اين افتضاح را افزايش داد اما در واقع اگر امکان ارائه اعداد اين‌چنيني از سمت مديران اين شرکت وجود نداشت شايد توهم تحقق اين سود در ذهن مديران اين شرکت پرورش نمي‌يافت و کار به جايي نمي‌رسيد که مديران اين شرکت نيز خود اين دروغ بزرگ را باور کنند.

 حذف پيش‌بيني درآمد چه تبعاتي دارد؟

بر اين اساس مشاهده شد که پيش‌بيني درآمدي که شرکت‌ها براي يک سال ارائه مي‌دهند چندان قابل اطمينان نيست. در نتيجه معامله سهام بر اساس اين داده در بسياري از نمادها کاملا اشتباه بود. با اين حال نمي‌توان از اين واقعيت چشم‌پوشي کرد که بسياري از فعالان حقيقي و حقوقي به همين پيش‌بيني درآمد دل بسته‌اند. بر اين اساس نگراني منتقدان از حذف پيش‌بيني درآمد نيز در گمراهي بيش از پيش اين معامله‌گران نيز صحيح است.منتقدان سياست جديد سازمان بر اين موضوع تاکيد دارند که حذف پيش‌بيني درآمد، همان نور اندکي که براي راهنمايي سرمايه‌گذاران وجود داشت را نيز از بين مي‌برد. اين موضوع فضا را براي سوءاستفاده بسياري از افراد باز مي‌کند. در اين خصوص بايد نگاهي به وضعيت فعاليت اين افراد در بازار طي سال‌هايي که پيش‌بيني درآمد از سوي شرکت‌ها ارائه مي‌شد، داشت. چرا در زماني که پيش‌بيني درآمد از سوي شرکت‌ها ارائه مي‌شد شايعات عمدتا بي‌اساس از جهش سودآوري شرکت‌ها نيز مورد استقبال قرار مي‌گرفت. نگاهي به وضعيت معاملات نمادهاي خودرويي در زمستان ۹۴ ناشي از انتظارات مازادي بود که عمدتا در پيش‌بيني درآمد شرکت‌ها نيز منعکس نشده بود. چرا بازار ناگهان سهام خودرويي را به سمت حباب قيمتي برد که همچنان سهام اين شرکت‌ها از تلاطم ناشي از تخليه اين حباب رنج مي‌برند و فضاي معاملات اين گروه همچنان سرشار از نوسان‌گيراني است که به دنبال داغ کردن سهام اين گروه هستند. در آن زمان برخي از نمادهاي خودرويي پيش‌بيني‌هاي خلاف واقع دادند، برخي نيز بر اينکه همچنان اتفاق خاصي براي آنها رخ نداده تاکيد کردند. به جاي ارائه پيش‌بيني درآمد اگر همان زمان مديران شرکت‌ها به ارائه چشم‌انداز خود به‌صورت شفاهي مي‌پرداختند و از مدت زمان مورد انتظار براي بهره‌برداري از همکاري‌هاي مشترک با شرکاي خارجي مي‌گفتند يا اينکه ازمشکلات شديد تامين مالي در نرخ بالاي اقتصاد مي‌گفتند احتمالا بازار را وادار به مطالعه بيشتر کرده و بازار براي خريد اين نمادها تاني بيشتري از خود نشان مي‌داد.

 تکيه اشتباه بر شالوده پوشالي «پيش‌بيني سود»

پيش‌بيني درآمد سهام از سمت مديران يک شرکت اثر قابل توجهي بر رفتار فعالان بازار داشته است. بر اين اساس حذف آن مي‌تواند امکان جولان سايرين را باز کند. در اين ميان تحليل‌گران تلاش بيشتري مي‌کنند تا از قافله تحليلي بازار جا نمانند. افرادي که پيش از اين نيز به تحليل اعتقادي نداشتند و بر اساس پيش‌بيني درآمد يک شرکت (برخي درست و برخي غلط) دست به معامله مي‌زدند نيز يا بايد در جهت افزايش توان تحليلي خود تلاش کنند يا اينکه در انتظار نظر ديگر تحليلگران باقي بمانند. حرکت در خلاف اين مسير در فضاي رقابتي ايجاد شده مي‌تواند به حذف تدريجي آنها منجر شود.

بيان اين موضوع که پيش‌بيني درآمد سهم از سمت شرکت‌ها اطلاعات کاملي براي سرمايه‌گذاري در اختيار معامله‌گران قرار مي‌داده کاملا اشتباه است. زيرا داده‌هاي تاريخي از بورس تهران اين موضوع را تاييد مي‌کند که در بسياري از موارد پيش‌بيني درآمد از سوي مديران يک شرکت‌ نه تنها سرمايه‌گذار را به سمت تصميم درست راهنمايي نکرده است بلکه بعضا موجبات اشتباه سرمايه‌گذاران را به وجود آورده است. حال اينکه در کوتاه‌مدت احتمال حذف پيش‌بيني درآمد از سوي شرکت‌ها باعث مي‌شود برخي افراد امکان جولان براي داغ کردن سهم را داشته باشند. در اين شرايط وظيفه نهاد ناظر اين است که در اين راه سواد تحليلي خود را بالا برده و به جاي اينکه گوش به فرمان برخي از افراد که خود سابقه تيره و تاري در بورس دارند، باشند در پي به روز کردن قوانين نظارتي خود و عزم راسخ در بخش اجرا باشند. با انجام اين موضوع در ميان‌مدت و در ادامه بلندمدت به‌طور قطع حذف پيش‌بيني درآمد شرکت‌ها بر افزايش توان تحليلي مي‌افزايد. اثرات حرکت به سمت بورس حرفه‌اي به‌طور قطع در فضاي کلان اقتصاد کشور و مطالباتي که براي ارائه گزارش از سوي نهادهاي دولتي و عمومي وجود دارد قابل رصد خواهد بود.

 در مسير بورس حرفه‌اي

برخي از قوانين و موارد غلط در بورس تهران وجود دارند که نيت‌هاي دلسوزانه ممکن است روند رفع اين موانع را کند سازد. شايد حذف دامنه نوسان معاملات سهام نيز در نگاه اول اين‌گونه به نظر‌ آيد که شدت نوسانات را افزايش خواهد داد و ريسک سرمايه‌گذاري را افزايش مي‌دهد. اين موضوع به منزله مثبت دانستن اثر دخالت‌هاي بي‌جاي دولت در اقتصاد است. در حالي‌که اثرات سوء دخالت‌هاي نابجاي دولتي در اقتصاد کاملا اثبات شده است، اين نوع دخالت‌ها در يک بازار آزاد نيز در اين قالب قرار مي‌گيرد. کاملا مشخص است که دست نامرئي اقتصاد به مراتب اثر بهتري در بهبود وضعيت عرضه و تقاضا خواهد داشت.

حذف پيش‌بيني درآمد از ليست الزامات منتشره از سوي ناشر نيز گرچه در نگاه اول ريسکي براي فعالان بازار محسوب مي‌شود اما در اصل با حذف دخالت‌هاي بي‌جا در تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران به تدريج افزايش کارآيي بازار را به دنبال خواهد داشت. بايد به اين موضوع نيز توجه کرد که گزارش کامل مديران شرکت به‌صورت فصلي جايگزين پيش‌بيني درآمد سهم مي‌شود. بر اين اساس اگر واقعا مفاد دستورالعمل سازمان در ارائه اين گزارش ارائه شود اطلاعاتي بيش از آنچه پيش‌بيني درآمد در اختيار بازار قرار مي‌داد گزارش مديران شرکت ارائه خواهد داد. در اين ميان تنها يک عدد پيش‌بيني درآمد که براي معامله‌گران حرفه‌اي بازار هيچ زمان پشتوانه قدرتمندي نبوده است و از سمت ديگر مبناي اشتباهي براي سرمايه‌گذاري بوده است از اين ليست حذف خواهد شد.  بر اين اساس حذف پيش‌بيني درآمد سود از سوي مدير يک شرکت مي‌تواند با نظرات مختلف تحليلي جايگزين شود و در اين فضاي رقابتي اظهار نظرهاي اشتباه و سفته‌بازانه به تدريج غربال شده و بازار به‌صورت خودکار وزن صحيحي به تحليل‌ خواهد داد. تحليل‌هاي جديد احتمالا سطح مطالعه بيشتري را مي‌طلبد اما به طور قطع اطلاعات کامل‌تري را براي سرمايه‌گذاران فراهم مي‌کند.