OK

اسماعيل عرفاني

اسمعيل عرفاني از بنيانگذاران دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران است. اين زمان ديگر نام اسمعيل عرفاني تنها برروي کتابهايي برجاي مانده است که آن زنده ياد در رشته حسابداري و حسابرسي تاليف کرده است و در آن قطع خاص انتشارات دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران منتشر مي شد و اکنون در کتابخانه هاي معتبر نگهداري مي شود و تنها در بررسيهاي تاريخي تحولات دانش حسابداري در ايران به آن مراجعه مي شود.

اسمعيل عرفاني از بنيانگذاران دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران است. اين زمان ديگر نام اسمعيل عرفاني تنها برروي کتابهايي برجاي مانده است که آن زنده ياد در رشته حسابداري و حسابرسي تاليف کرده است و در آن قطع خاص انتشارات دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران منتشر مي شد و اکنون در کتابخانه هاي معتبر نگهداري مي شود و تنها در بررسيهاي تاريخي تحولات دانش حسابداري در ايران به آن مراجعه مي شود.

بيش از اين اما در دوران اخير کمتر از او ياد کرده ايم؛ او را که واضع واژه هاي حسابرس و حسابرسي، استاد حسابداري، مشاور دکتر محمد مصدق، از بنيانگذاران دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران، از شمار مولفان و بنيانگذاران برجسته دانش نوين حسابداري و حسابرسي کشور، بنيانگذار نخستين انجمن حرفه اي ايران، از کارگزاران بلند پايه بانک ملي ايران، معاون بانک مرکزي، مشاور سازمان برنامه و رييس هييت عالي بازرسي شرکت ملي نفت ايران، عضو هييت نمايندگي ايران در دادگاه لاهه و تحليلگر چيره دست اقتصاد بود. اعتبار او البته از نقشها و سمتهايي که داشت مايه نمي گرفت بلکه عملکردش در مشاغل پيشگفته بود، که به او اعتبار مي بخشيد و مي توان از خلال بررسي آن آموزه هاي کم نظيري از چگونه حسابرس بودن را در اختيار نسل کنوني حسابداران نهاد و به نسلهاي آينده سپرد.

اسمعيل عرفاني پيش از آنکه پير شود، از ميان ما رفت، اما بيش از آنکه از ياد رفتني باشد به يادماندني است.

نوشته حاضر حاصل کوششي است که از آغاز سال 1372 و در راستاي بازشناخت استاد اسمعيل عرفاني آغاز شد و همچنان ادامه دارد. اما در هرگامي با محدوديتهاي پيشبيني نشدني در دستيابي به اطلاعات مستند روبه رو بود. براي نمونه، دستاورد اين همه سال جستجويمان، تنها يک امضا از استاد بود که آن هم در پرتو لطف يکي از شاگردان استاد به دست آمد. بيش از اين دريغ از دستيابي به جمله اي دست نوشته استاد. اما در برابر اين دشواريها هر آنچه نيز که تاکنون فراهم آمده در پرتو نيک خواهيها و راه گشاييهاي بستگان، شاگردان و دوستان استاد بوده است.

نخست بايد از دکتر پرويز شمس استاد ادبيات بسياري از حسابداران يادکرد که بررسيهاي نخستين را آسان کرد و مرا خانه به خانه با بستگان آن شادروان آشنا ساخت؛ از فيروز عرفاني برادر استاد و خديجه حسن پور معلم گرانقدر فرزندان اين مرز و بوم دختر عمه شادروان که مرا در خانه هايشان پذيرا شدند و از هيچگونه ياري در کار بررسي دريغ نکردند، از آقاي مهندس علي خيام عرفاني خواهرزاده استاد که حق بسياري در اين کوشش دارند، عکسهايي دست نيافتني از استاد را در اختيار گذاشتند، پرسشنامه هاي تهيه شده مرا در ايران و خارج از کشور به بستگان و آشنايان استاد ارايه کردند، پاسخهاي آنان را گردآوردند و به من سپردند و از غلامرضا حيدرخويي شاگرد استاد که مدارک درخور استفاده اي را فراهم آوردند و خاطرات خود را از استاد بازگو کردند و سرانجام از پروين عرفاني خواهر و پرويز عرفاني برادر و مسعود عرفاني خواهرزاده استاد که با دقتي بيشينه به پرسشهاي پرسشنامه ها پاسخ گفتند و به يافته هاي بررسي کننده اعتبار بخشيدند.

اسمعيل عرفاني فرزند ميرزا ابوطالب خان عرفاني است. خود ابوطالب خان در رودبار متولد شده است. او پس از پايان گرفتن تحصيلاتش در شاهزاده عبدالعظيم (شهرري)، براي مطالعه و آشنايي با روشهاي نوين آموزش و پرورش به قفقاز رفت و در آنجا مدرسه اي براي ايرانيان مقيم قفقاز تاسيس کرد. پس از آن راهي سمرقند شد و در آنجا نيز به تاسيس مدرسه براي فرزندان ايرانيان مقيم آن شهر همت گماشت. شادروان ابوطالب عرفاني پس از انقلاب اکتبر، مانند بسياري از ايرانيان مهاجر، به ميهن بازگشت و در بندر انزلي دست به تاسيس مدرسه اي زد که اسمعيل و برادرش ابراهيم از نخستين شاگردان آن بودند. سپس براي اينکه فرزندانش به دانشگاه راه يابند در سال 1309 به تهران آمد. ابوطالب خان عرفاني از ياران و همرزمان ميرزا کوچک خان بود و مدتي را همراه سردار جنگل در اقامتگاه او سپري کرد و در همانجا همسر و يکي از فرزندانش را از دست داد.

در کتاب سردار جنگل، نوشته ابراهيم فخرايي نيز از او به نام ميرزا ابوطالب ياد شده است. از آن زمان به بعد چون پيشينه سياسي و مبارزاتي وي با اوضاع و احوال سياسي آن زمان سازگار نبود، کوشيد تا زندگي خود را در گمنامي بگذراند.

ابوطالب عرفاني، خدمتگزار فرهنگ اين مرز و بوم سرانجام در پي چهل سال تلاش در راه ايجاد مدارس جديد و تصدي مشاغلي چون رياست فرهنگ انزلي، کفالت فرهنگ گيلان و رياست مدرسه ناصرخسرو سرانجام در سال 1325 چشم از جهان فروبست.

اسمعيل عرفاني فرزند سوم از چهار فرزند نخستين ازدواج پدر در سال 1295 در بندر انزلي بدنيا آمد، تحصيلات مقدماتي خود را در مدرسه اي که پدر تاسيس کرده بود، در انزلي به پايان رسانيد و بعد براي ادامه تحصيل به رشت رفت و دوره متوسطه را در آن شهر گذراند. درآن زمان دانش آموزان مي توانستند در صورت برخورداري از استعداد و توانايي تحصيلي چشمگير چند کلاس را در يکسال بگذرانند و اسمعيل عرفاني نيز با استفاده از اين حق و به اتکاي استعداد وظرفيت خارق العاده اش توانست در سن 15 سالگي به اخذ ديپلم کامل متوسطه و پس از سه سال در 18 سالگي به دريافت درجه ليسانس حقوق نايل آيد. او پس از پايان دوره دانشکده حقوق به استخدام بانک ملي ايران درآمد و دوسال بعد، در سال 1315 همراه نخستين گروه اعزامي از سوي بانک ملي ايران براي تحصيل در رشته حسابداري به انگلستان رفت، و اين دوره را که مدت آن هشت سال بود در پنج سال به پايان رسانيد و با موافقت بانک ملي ايران دو سال نيز در مدرسه اقتصاد لندن به تحصيلات عالي در رشته اقتصاد پرداخت و در اين رشته موفق به دريافت درجه فوق ليسانس شد.

بازگشت اسمعيل عرفاني به ميهن، تا پايان جنگ جهانگير دوم به طول انجاميد. در اين زمان او نخستين حسابدار خبره اي بود که به ايران برگشت و در بانک ملي ايران به خدمت ادامه داد و به دستور مدير عامل وقت اين بانک، به بررسي و بازنگري سازمان بانک ياد شده ماموريت يافت.

اسمعيل عرفاني، با کمال تاسف، در سال 1326؛ يعني در سن 30 سالگي، در جريان مسافرت به شمال کشور، در اثر تصادفي شديد هنگام رانندگي از ناحيه کمر به شدت آسيب ديد و از هر دوپا فلج شد. اين حادثه تاثيري ناگوار بر روحيه او نهاد و افسردگي شديدي بروي عارض کرد تا آنکه از سوي بانک ملي ايران به منظور معالجه براي مدت 6 ماه به انگلستان فرستاده شد. منتها معالجات نتيجه اي در پي نداشت، اما چون اين مدت را در ميان معلولان جنگي جنگ جهانگير دوم به سر برد، از مشاهده روحيه اميدوار و فعاليت و تحرک آنان روحيه اش بکلي دگرگون شد و از آن پس به مدت 27 سال روي صندلي چرخدار با نهايت جديت و اميدواري به فعاليتهاي علمي و فرهنگي خود ادامه داد.

به گفته دکتر فضل ا... اکبري:“بخش درخور توجه عمرشان که زمان بعد از تصادف را دربر مي گرفت، روي تحت و در يک اتاق در طبقه زير زمين بانک ملي و سپس بانک مرکزي سپري کردند”.

در اين زمان مبارزات مردم ايران در راه ملي کردن صنعت نفت آغاز شده بود و او با همان وضعي که داشت به اين مبارزات پيوست و در همان حال در اجتماعات حضور مي يافت و در راه پيماييها شرکت مي کرد. افزون بر اين با انتشار مقاله هاي اقتصادي در روزنامه هاي کيهان و اطلاعات نظريه هاي جديدي براي سازماندهي اقتصاد بدون اتکا به درآمد نفت ارايه کرد که مورد توجه دکتر محمد مصدق قرار گرفت و او را در شمار مشاوران اقتصادي خود برگزيد و هفته اي چند بار با وي به مشورت مي پرداخت.

در همين زمان بود که گروهي از نمايندگان مجلس شوراي ملي به تحريک دشمنان نهضت، به شدت برعليه دکتر مصدق به مخالفت برخاستند. اسمعيل عرفاني از طريق يکي از دوستانش توانست فهرست اسامي سهامداران ايراني شرکت سابق نفت انگليس را که از شمار مخالفان مصدق بودند به دست آورد و اين فهرست را در روزنامه ها منتشر ساخت و آشکار شد وکلايي که به سرکردگي جمال امامي با اقدامات دکتر مصدق مخالفت مي کردند، از سهامداران شرکت نفت بوده اند. اين اقدام او سبب شد که از شدت مخالفتها کاسته شود و دکتر مصدق نيز وي را مورد تشويق قرارداد. او در همين زمان به عنوان رييس هييت عالي بازرسي شرکت ملي نفت در جريان خلع يد از شرکت انگليسي منصوب شد و به همراهي دوست و همکار هميشگي اش زنده ياد استاد حسن سجادي نژاد به استقرار نظام مالي صنعت نفت ياري رسانيد.

اسمعيل عرفاني از بنيانگذاران دانشکده حسابداري و علوم مالي شرکت ملي نفت ايران است. دکتر فضل ا... اکبري در اين باره مي گويد: “ايشان به لحاظ وضع جسماني خود نمي توانستند درکارهاي اجرايي فعاليت يا حتي تدريس کنند، مرحوم سجادي نژاد دانشکده ياد شده را پايه گذاري کردند و رياست آنرا برعهده گرفتند، منتها در همه حال از ياري و همراهي مرحوم اسمعيل عرفاني بهره مند بوند”،.

غلامرضا حيدر خويي از شاگردان اسمعيل عرفاني فضاي جلسه اعلام موافقت با به رسميت شناختن مقاطع تحصيلي مدرسه عالي حسابداري و علوم مالي را به وسيله استاد چنين توصيف کرده است: “آن جثه رنجور به کمک ياران صميمي اش برروي صندلي چرخدار پشت تريبون قرار گرفت و موافقت مسيولان وقت را با صدايي آرام، نگاهي نافذ و تبسمي حاکي از احساس رضايت به آگاهي مشتاقان حاضر در جلسه رسانيد. سکوتي ژرف فضاي جلسه را فرا گرفت و با جدا شدن صندلي چرخدار از تريبون بود که حاضران به احترام به پا خاستند و با کف زدنهاي ممتد استاد و پشتيبان خود را ستودند”. او پيش از اين نيز مدرسه حسابداري بانک ملي ايران را که گواهينامه دانشگاهي نمي داد، تاسيس کرده بود و نخستين کتاب حسابداري و حسابرسي خود را براي آموزش در اين مدرسه تاليف کرد.

اسمعيل عرفاني تا آنجا که توانست به تدريس پرداخت و همراه آن به تاليف کتابهايي در رشته حسابداري، از جمله سه جلد کتابهاي حسابداري مديريت و کتاب حسابرسي همت گماشت. کتابهاي پيشگفته معتبرترين منبع مطالعه در زمينه حسابداري مديريت و حسابرسي تا سالهاي اخير و انتشار کتابهاي جديد در اين رشته بود.

عملکرد شغلي و رفتار حرفه اي او درخور توجه بسيار است. ذکر داستاني در اين مورد خالي از لطف نيست. زماني که عرفاني رييس هييت عالي بازرسي شرکت نفت بود، آگاه شد تعدادي از اعضاي هييت مديره اين شرکت برخلاف قانون در شرکتهاي نفت خارجي سهم دارند. نخست در آمريکا و پس از توفيق نيافتن در اين باره در کتابخانه پارلمان کانادا به جستجو پرداخت و موفق به دستيابي به مدارک مورد نياز جهت اثبات موضوع شد و اعضاي مورد نظر را در موقعيتي قرار داد که ناگزير بودند يا از سهام خود در شرکتهاي پيشگفته صرفنظر کنند يا آنکه از عضويت هييت مديره شرکت نفت استعفا دهند.

زماني ديگر با خبر شد برخي از شرکتهاي نفتي در قراردادهاي خود با يکي از کشورهاي بحرين يا کويت امتيازهاي درخور توجهي را براي اين کشورها در نظر گرفته اند در حالي که در موارد مشابه، همان امتيازها را از ايران دريغ داشته بودند و وجود چنين امتيازاتي را در قرارداد با ساير کشورها نيز انکار مي کردند. او درصدد اثبات موضوع برآمد، تا آنکه به منظور بررسي سيستمهاي مالي شرکتهاي نفتي خارجي به آمريکا اعزام شد. در آنجا کوشيد تا در کتابخانه معروف کنگره به قراردادهاي موردنظر دست يابد، اما رييس قسمت خاورميانه کتابخانه يادشده، از هرگونه همکاري در اين زمينه، به دليل محرمانه بودن اسناد مذکور خودداري کرد. اسمعيل عرفاني با وضعيت جسمي خود رنج سفر را برخود هموار کرد و فاصله دو هزار کيلومتري واشينگتن تا کانادا را طي کرد اما بازهم به نتيجه نرسيد.

به شيکاگو که قراربود سيستمهاي مالي شرکتهاي استاندارد اويل و اينديانا را در آنجا مطالعه کند، بازگشت و سرانجام با کوششها و پيگيريهاي وصف ناپذير و هوشمندانه و در پرتو شناخت و آگاهي که از مناسبات و سيستمهاي اداري و اطلاعاتي آن شرکتها داشت به اسناد مورد نظر دست يافت و امکان دسترسي به امتيارات مورد انتظار را در مذاکرات بعدي فراهم ساخت. زماني نيز موفق به کشف تقلب و حساب سازي در حسابهاي کنسرسيوم شد، اما مديران کنسرسيوم با اتکا به پشتيباني دربار به گزارشهاي او وقعي نگذاشتند. اسمعيل عرفاني آنان را تهديد کرد که در صورت نپرداختن حقوق کامل شرکت ملي نفت ايران، آنان را به دليل رعايت نکردن قوانين مالياتي آمريکا درخود آن کشور تعقيب خواهد کرد، همين تهديد سبب شد که کنسرسيوم جبران خسارتهاي وارد شده به ايران از اين بابت را بپذيرد. مدعاي عرفاني نزديک به 50 ميليون دلار بود، اما دکتر اميني نخست وزير وقت که براي وصول اين مطالبات به خارج رفته بود، در آنجا کل خسارت را به 20 ميليون دلار مصالحه کرد و اين موضوع باعث رنجش عرفاني شد که معتقد بود، حق با ايران بوده و مي توانسته اند تمامي خسارت را مطالبه کنند.

در اواخر خدمتش در شرکت نفت به علت اختلافهايي که بين او و دکتر اقبال به خاطر گزارشهاي او در مورد تخلفات شرکتهاي خارجي بروز کرده بود، ناگزير شد، شرکت نفت را ترک کند و به بانک مرکزي بازگردد. در آنجا فعاليت خود را به عنوان معاون مطالعاتي اين بانک ادامه داد، يک سال هم در اين سمت بود که بازنشسته شد و در سال 1352، در سن 57 سالگي به علت نارسايي کليه درگذشت.

به گفته دکتر فضل ا... اکبري “...اصطلاحهاي حسابرس و حسابرسي را براي نخستين بار مرحوم اسمعيل عرفاني به کار بردند. پيش از اين که ايشان اين اصطلاحها را پديد آورند، واژه هاي مميز و مميزي به کار مي رفت که صرف نظر از مفهوم کلي، در عرف مردم بيشتر به رسيدگي از ديد و براي تشخيص ماليات اطلاق مي شد”.

اسمعيل عرفاني پيشگام تاسيس تشکلهاي حرفه اي در ايران بود، دکتر اکبري در اين باره گفته است: “علاقه ايشان به پيشرفت حرفه و توسعه و تشکل آن به حدي بود که به رغم مشکلات جسمي و گرفتاريهاي شغلي برتمامي فعاليتها نظارت مي کردند و خودشان نيز پا به پاي ديگران در تمام کارها مشارکت مي جستند. در واقع دليل پيشرفتهاي درخور توجه حرفه در دوره فعاليت ايشان همين بود”.

نخستين انجمن حسابداران ايران در سال 1342 به ثبت رسيد. دکتر اکبري گفته است:“.... باني تاسيس اين انجمن مرحوم اسمعيل عرفاني بودند و جلسات نيز در دفتر ايشان تشکيل مي شد و پيگيري و پايه گذاري آنرا خود ايشان برعهده داشتند”.

جنبه ديگر شخصيت اسمعيل عرفاني، وجه فردي، رفتاري و فرهنگي اوست. دکتر اکبري در اين باره گفته است: “... شخصيت ممتازي بودند و دفترشان مرکز تجمع حسابداران برجسته وصاحبنظران آن زمان بود و سمت پيشکسوتي داشتند. نقش جشمگير ايشان در تاسيس انجمن حسابداران و تاليف کتابهاي حسابداري و حسابرسي بر همگان روشن است. در واقع هر کار و کوششي از دفتر ايشان آغاز مي شد”. دکتر اکبري همچنين گفته است: “دو صفت تيزهوشي و جدي بودن را بيش از ساير ويژگيهاي ايشان به خاطر دارم و فکر مي کنم اين صفات با کيفيتي که در مرحوم اسمعيل عرفاني وجود داشت، در کمتر کسي يافت مي شود، بويژه در شرايطي که ايشان به فلج مبتلا بودند و پيامدهايي که اين بيماري براي ايشان داشت. با اين حال چنان فعال بودند که بندرت مي توان فردي اين گونه فعال سراغ کرد”.

در ميان طيف گسترده علايق و دلبستگيهاي او مانند فعاليتهاي حرفه اي، فعاليتهاي اجتماعي، تاليف و تدريس و متشکل ساختن حرفه و تاسيس دانشگاه و جز آن، شعر نيز از امتياز چشمگيري نزد او برخوردار بود. در ميان شعراي ايراني، به اشعار سعدي و حافظ و بيش از همه به مولانا دلبستگي داشت و به مطالعه و بررسي عرفان علاقمند بود.

به مسافرت و گذران در طبيعت و مناطق کوهستاني علاقه بسيار داشت و پيش از آنکه آن حادثه دردناک، شيوه دلخواهانه زندگي را از او دريغ نمايد، از هر فرصتي براي اقامت همراه دوستان و بستگانش در طبيعت کوهساران بهره مي جست.

براي افراد درستکار و صادق و کوشا احترام بسيار قايل بود و از دروغ و ريا و شنيدن حرفهاي نسنجيده و ناروا برآشفته مي شد. بسيار صريح بود و ناخرسندي خود را از ديگران به آساني با آنان در ميان مي نهاد. روابط او با ديگران دوستانه و همراه با احترام بود، درستکار و دقيق و سختکوش بود و با ديگران مناسباتي جدي، صميمانه، ملاطفت آميز و مهربان داشت. در عين حال در مواردي که ادامه روابط خود را با ديگران مناسب نمي دانست، بسيار صريح نظر خود را ابراز مي داشت و در منتهاي خونسردي و احترام بتدريج با آنان قطع رابطه مي کرد. از ورود به حوزه شخصي زندگي افراد به شدت پرهيز مي کرد و به ديگران نيز اجازه نمي داد که به مسايل شخصي او بپردازند. با دانشجويانش صميمي و حمايتگرانه و در عين حال با انضباط و جدي رفتار مي کرد. ساده و بي پيرايه مي زيست، قانع و از تجملات بيزار بود، معاشرت با دوستان و بستگاني را که ساده زندگي مي کردند بسيار دوست داشت و تا حد امکان از حضور در مراسمي که با تشريفات و تجملات همراه بود، پرهيز مي کرد، اما از مشارکت در امور اجتماعي به هر شکلي که ممکن بود، از جمله به صورت اهداي کمکهاي مالي موثر استقبال مي کرد.

بالاترين آرزويش اين بود که مردم خوب و درست کارکنند و کار به کاردان سپرده شود و ديگر اينکه، مگر روزي بهبود يابد و از رنج بيماري وارهد.

خانواده اسمعيل عرفاني برايش احترام بسيار قايل بودند، کوششهاي او را تقدير مي کردند و وي را موجب مباهات خود مي دانستند.

اسمعيل عرفاني معتقد بود:“ اگر واقعاً سيستم حسابداري و حسابرسي درستي در مملکت نداشته باشيم، هيچگاه اصلاحات اقتصادي به جايي نمي رسد”.


1395/04/06

Bookmark and Share   شماره خبر :1088 تعداد بازدید :153

درج نظرات اخبار

نویسنده *  
نظر *  
کد ویژه
کد امنیتی
Captcha reload