OK

هنري راند هاتفيلد

هنري راند هاتفيلد (Henry Rand Hatfield) يکي از پيشروان حسابداري مدون دانشگاهاي است. دوره کار دانشگاهي او طولاني و برجسته بود. وي نخستين استاد تمام وقت حسابداري در آمريکا محسوب مي شود و در درجه نخست به عنوان تويسنده منتقد شهرت دارد. اثر مهم او، حسابداري مدرن : اصول و برخي از مشکلات آن، يکي از اولين تاليفات آمريکايي در ادبيات حسابداري مدرن به شمار مي آيد موضوعهاي محوري نوشته هاي هاتفيلد، ترازنامه و ارزيابي داراييهاست هاتفيلد داراييهاست و همچنين مسئله باعث شده است تاکاروان و در دوران معاصر مورد توجه بسيار قرار گيرد. معاصر مورد توجه بسيار قرار گيرد. هاتفيلد همچنين يکي از پايه گذاران انجمن حسابداري آمريکا (AAA) بود اما در بسياري مسائل با ساير اعضاي کليدي آن تضاد داشت که مهمترين آن تاکيد زيادي بود که انجمن بر کار تحقيقات داشت.

هنري راند هاتفيلد (Henry Rand Hatfield) يکي از پيشروان حسابداري مدون دانشگاهاي است. دوره کار دانشگاهي او طولاني و برجسته بود. وي نخستين استاد تمام وقت حسابداري در آمريکا محسوب مي شود و در درجه نخست به عنوان تويسنده منتقد شهرت دارد. اثر مهم او، حسابداري مدرن : اصول و برخي از مشکلات آن، يکي از اولين تاليفات آمريکايي در ادبيات حسابداري مدرن به شمار مي آيد موضوعهاي محوري نوشته هاي هاتفيلد، ترازنامه و ارزيابي داراييهاست هاتفيلد داراييهاست و همچنين مسئله باعث شده است تاکاروان و در دوران معاصر مورد توجه بسيار قرار گيرد. معاصر مورد توجه بسيار قرار گيرد. هاتفيلد همچنين يکي از پايه گذاران انجمن حسابداري آمريکا (AAA) بود اما در بسياري مسائل با ساير اعضاي کليدي آن تضاد داشت که مهمترين آن تاکيد زيادي بود که انجمن بر کار تحقيقات داشت.

هنري راند هاتفيلد فرزند رابرت ام (Robert M.) و اليزابت آن تفت (Elizabeth Ann Taft) در 27 نوامبر 1866، در شهر ايلينويز (LLLinois) شيگاگو به دنيا آمد. وي مدرک ليسانس خود را در 1897 از دانشگاه نورت وسترن (Norhwestern) و درجه دکتري را در 1897 از دانشگاه شيکاگو در رشته اقتصاد سياسي و علوم سياسي دريافت کرد. وي همچنين در 1937 درجه دکتري افتخاري حقوق از دانشگاه نورت وسترن و سپس در 1940 از دانشگاه کاليفرنيا دريافت کرد.

هاتفيلد از 1886 تا 1890در تشکيلات اوراق قرضه شهرداري کار کرد و از 1894 تا 1898 عضو هيئت علمي دانشگاه واشنگتن بود و اقتصاد سياسي تدريس مي کرد. وي سپس به عنوان مدرس به دانشگاه شيکاگو رفت (1898-1902) و در سالهاي 1902 تا 1904 به عنوان استاديار و اولين رئيس دانشکده علوم اداري و بازرگاني فعاليت داشت. هاتفيلد هرگز به حرفه حسابداري نپرداخت و حسابداري رسمي نشد. در مقابل، يک رشته دانشگاهي حسابداري در دانشگاه شيکاگو برپا کرد. وي براي اين کار از يک اردوي علمي در 1899 از دانشگاههاي بازرگاني فرانسه و آلمان الهام گرفت. لازم به ذکر است که هاتفيلد با هر دو زبان آلماني و فرانسوي بخوبي آشنا بود.

هاتفيلد در 1904 به عنوان دانشيار به دانشگاه کاليفرنيا در برکلي (Berkeley) پيوست و تا 1909 در اين پست ماند. اين نخستين انتصاب تمام وقت در رشته حسابداري در آمريکا بود. وي در 1909 به درجه استادي ارتقا يافت و همچنين به عنوان رئيس دانشکده بازرگاني (1909-20 و 1927-28) و رئيس هيئت علمي (1916 و 1917-18 و 1920-23) خدمت کرد. هاتفيلد در برکلي خود را وقف توسعه کتابخانه حسابداري کرد که بعدها يکي از بزرگترين و مهمتري مجموعه هاي حسابداري در آمريکا گرديد. هاتفيلد يکي از اعضاي موسس انجمن حسابداري آمريکا بود که در سالهاي اوليه شروع به کار، انجمن آمريکايي مربيان دانشگاهي حسابداري (AAUIA) نام داشت. وي در نشست سازماني گروه که در 28 دسامبر 1916 در اوهايو (Ohio) برگزار شد شرکت داشت و عضو کميته اي بود که پيشنويس اساسنامه انجمن را تهيه کرد. وي در سال اول، به عنوان نايب رئيس و در 1919 به عنوان رئيس انجمن انتخاب شد. چهارده سال بعد وي به عنوان يکي از نمايندگان انجمن در چهارمين کنگره بين المللي حسابداري که در لندن برگزار شد، انتخاب شد. شايد بتوان گفت مهمترين خدمت هاتفيلد به انجمن، سخنراني وي تحت عنوان دفاعي تاريخي از دفتر داري بود که در گردهمايي سالانه 1923 ارائه کرد. طبق اظهار زف (zeff) دفاع انتقادي و در عين حال طنز آميز هاتفيلد از نقش حسابداري در جامعه باعث انگيزش اعضاي انجمن شد. دفاعي تاريخي از دفتر داري، که در شماره آوريل 1924 ژورنال آو اکانتنسي (Journal of Accountancy) چاپ شد مشهورترين کار هاتفيلد محسوب مي شود و ارائه آن در گردهمايي 1923 باعث دلگرمي و افزايش اعتماد به انجمن تازه تاسيس حسابدار آمريکا (AAA) گرديد. گرچه هاتفيلد چهره با نفوذي در انجمن به شماره مي آمد ولي با ساير اعضاي کليدي آن در برهه هاي حياتي اوايل کار انجمن مشکل داشت. با انتشار فصلنامه آموزش حسابداري مخالف بود. اگر چه نظريات فصلنامه از سوي ساير اعضاي کميته اجرايي حمايت مي شد ولي هاتفيلد معتقد بود که انجمن بايد به موسسه آمريکايي حسابداران (AIA) در انتشار مجله ژورنال آو اکانتنسي ملحق شود، چرا که او معتقد بود تجميع منابع محدود حسابداري و ارائه يک کار دوره اي ارزشمند بهتر از تقسيم منابع محدود در حرفه خواهد بود. با وجود مخالفتهاي هاتفيلد، در 1926 اولين شماره اکانتينگ ريويو (Accounting Review) به چپ رسيد.

در اواسط دهه 30، پيتون (Paton) و ساير اعضاي انجمن تصميم به تغيير نام انجمن به انجمن حسابداري آمريکا (AAA) گرفتند. آنها مي خواستند که با نام جديد حوزه مخاطبان خود را گسترده تر کرده و تاکيد انجمن بر تحقيق را اعلام کنند. زف نقل مي کند که هاتفيلد با اين تغييرات مخالف بود چرا که نگران بود انجمن تمرکز خود را بر روي آموزش از دست بدهد. به همين دليل هم با آيين نامه داخلي انجمن که قاطعانه بر محور تحقيق تهيه شده بود مخالفت کرد. وي معتقد بود که به استثناي تحقيقات علمي در تئوري حسابداري، انجمن بايد نيروي خود را مستقيماً در کار تعليم و تربيت صرف کند و کار تحقيق را به سازمانهاي حرفه اي واگذارد.

مدتي پس از تاسيس کميسيون بورس اوراق بهادار در 1934، اين کميسيون، کميسيون تجارت مرکزي بانک مرکزي و ساير نهادهاي دولتي را به منظور متحدالشکل کردن گزارشهاي مالي دعوت به همکاري کرد. انجمن که حالا ديگر انجمن حسابداري آمريکا نام داشت به عنوان بخشي از جهتگيري جديد خود مبتکر تحقيق در زمينه اصول حسابداري شد. نتيجه اين جهتگيري بيانيه آزمايشي اصول حسابداري با تاثير بر شرکتهاي سهامي بود که در شماره ژوئن 1936 اکانتينگ ريويو به چاپ رسيد. ژورنال آواکانتنسي تعمداً اين مطلب را ناديه گرفت؛ شايد به منظور انعکاس اين نظريه که تنها حرفه ايها و انجمن مي توانند راجع به چنين مسائلي اظهار نظر کنند. هاتفيلد به همراه ساندرز (Thomas H. Sanders) و مور (underhill Moore) مشترکاً جوابيه موسسه آمريکايي حسابداران را به نيابت از بنياد هاسکينس اند سلز (Haskins & Sells) نوشتند. اين جوابيه، با عنوان بيانيه اي درباره اصول حسابداري، ارزيابي و تحقيقي بود در مورد روشهاي جاري حسابداري که در 1938 به چاپ رسيد.

در 1909 هاتفيلد کار بزرگ را با نام حسابداري مدرن: اصول و برخي مشلات آن، منتشر کرد. وي در اين کتاب به گردآوري و تحليل روشهاي جاري حسابداري پرداخته بود. چاپ اين کتاب در کنار چاپ مونتگومري کتاب ديکسي (1905)، فلسفه حسابهاي اسپراگ (1920 که قبلاً در 1908 نيز به چاپ رسيده بود) و حسابهاي کول؛ ساختار و تفسير آنها (1908) يکي از اولين کمکهاي آمريکا به ادبيات حسابداري به شماره مي آيد. کتاب هاتفيلد در دو مجله مطرح آن زمان نقد و بررسي شد. در شماره سپتامبر 1910 ژورنال آواکانتنسي، والتون (walton) راجع به نکات برجسته کتاب مطالبي نوشت و بيان داشت که اين کتاب را به کليه دانشجويان حسابداري پيشرفته خود در نورت وسترن توصيه کرده است. کول (cole) نيز که فرد منتقدي بود در ژورنال آوپليتيکال اکونومي (Journal of political Economy) هاتفيلد را به خاطر قوه تميز در قضاوتها و جامعيت کتاب مورد تحسين قرار داد. کتاب حسابداري مدرن مورد علاقه همگان قرار گرفت، به طوري که قبل از آنکه نويسنده فرصتي براي تجديد نظر و اصلاح آن پيدا کند به دفعات به چاپ رسيد. هجده سال بعد در 1927، هاتفيلد کتاب خود را با تغيير نام به حسابداري : اصول و برخي مشکلات آن، اصلاح و تجديد چاپ کرد. خطوط کلي دو کتاب مشابه بود. فصولي در ارتباط با تلفيق و تفسير ترازنامه به کتاب جديد افزوده شده بود. همچنين استهلاک، سود سهام، زيانهاي سرمايه اي، سود، مازاد و حسابداري شرکتهاي تضامني در کتاب جديد بحث شده بود. کتاب جديد دوباره مورد تشويقهاي متعدد قرار گرفت و در 1928 از موسسه بتا آلفا پسسي Beta) (Alpha psi به عنوان بيشترين کمک آن سال به ادبيات حسابداري، جايزه لياقت دريافت کرد. هر دو نسخه قبلي و جديد کار هاتفيلد مجدداً تجديد چاپ شدند که اين امر نشاندهنده جاودانگي کتاب بود. هاتفيلد 12 سال بعد در 1940 يک کتاب درسي حسابداري را با کمک ساندرز و بوتون (Burton) تاليف کرد.

در سال تحصيلي 1941-42، هاتفيلد سخنران و مربي ديکينسون (Dickinson) در انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه علوم اداري و بازرگاني هاروارد بود و در 1943 اين سخنرانيها را که با عنوان مازاد و سود سهام ارائه کرده بود منتشر کرد.

هاتفيلد نويسنده اي پرکار بود که علاوه بر اين کتابها، نقدهاي متعدد کتاب، مقالات کوتاه، صورتجلسه هاي کنفرانسها و مقالاتي در مجلات حسابداري را مي توان در فهرست آثار او نام برد. اين نوشته ها نشان دهنده طيف وسيع علائق و استعدادهاي اوست که از اصول، روشهاي حسابداري و تاريخ حسابداري گرفته تا حقوق و حسابداري و موضوعات حسابداري بين المللي را در بر مي گيرد و منجر به شهرت فراوان او گرديد.

هاتفيلد در تمام نوشته هايش بيشتر به تحقيق و بررسي و اظهار نظر در انديشه ها و روشهاي موجود مي پرداخت تا ساخت و پردازش نظريه هاي جديد؛ همان طور که زف راجع به هاتفيلد مي نويسد: "او بيشتر شارح و مفسر بود تا مبلغ" هاتفيلد معتقد بود که بزرگترين چالش پيش روي علم جوان حسابداري، فقدان همشکلي در اصول حسابداري و هرج و مرج در کاربرد اصطلاحات است، و براي توسعه يک ساختار منسجم، حسابداران را تشويق مي کرد که مانند فيزيکدانان و شيميدانان و ساير دانشمندان عمل کنند و بيشتر نظريه شناس باشند. از نظر او تئوريها به طور استقرائي از عمل و تجربه منتج مي شوند تا مفروضات نظري و انتزاعي. علاوه بر اين بهترين راه آزمون يک تئوري مطابقت آن با بهترين روشهاي مرسوم بود که يافتن اين تطابق نيازمند بررسي روشهاي حسابداري و ارائه نظرات کارشناسانه بر مبناي تکرار بود. اين نگرش به تئوري همراه با بيعلاقگي به استدلالهاي قياسي ميان ساير افراد آموزش ديده در مکتب قبل از دوران کلاسيک حسابداري، از جمله برجستگاني چون کول، ديکينسون، اسکوار (Spuere)، کستر (Kester)، مونتگمري، اسپراگ و ويلدمن (Wildman) نيز ديده مي شد. در نتيجه آنها با گرايش صريح عملي، به تدوين تئوري خود که شکلي از توجيه توسيي روشهاي پذيرفته شده بود، پرداختند. در ميان پيشگامان ادبيات حسابداري آمريکا (مونتگمري، اسپراگ، کول و هاتفيلد)، تسلط او بر منابع، منحصر به فرد بود؛ بخصوص ادبيات حسابدري آلماني و فرانسوي. تا سالهاي طولاني نوشته هاي هاتفيلد و پس از او کار سوئيني Henry) (Sweeny در ارتباط با حسابداري سطح قيمتها (1936) جزء آثار معدودي بود که مورد استفاده حسابداري غير آلماني و فرانسوي قرار گرفته و پل ارتباطي آنها با پيشرفتهاي اروپا محسوب مي شد. هاتفيلد در استفاده از منابع حقوقي از جمله تفسير ها و قوانين حقوقي در محدوده آمريکا و خارج از آن، کميسيون قانونگذاري، قوانين نظارتي درآمد داخلي و مهمتر از همه تصميات دادگاه مربوط به مسائل حسابداري عملاً يکه تاز بود. او در کتاب حسابداري مدرن خوانندگان را به بيش از فتاد مورد قانوني آمريکا ارجاع داده بود و تقريباً دو برابر اين تعداد را در اصلاحيه 1982 کتاب ذکر کرده بود. علاقه هاتفيلد به تصميمات محاکم قضايي و قانون در راستاي علاقه وي به استاندارد کردن اصول حسابدراي بود و پايان دادن به آنچه او بلبشوي شرم آور در کاربرد اصطلاحات مي نمايد و حرفه حسابداري را به ستوه آورده بود. در مواجهه با ماهيت بي ثبات شيوه هاي حسابداري در آمريکا، هاتفيلد در جستجوي آن گروه از شيوه هاي حسابداري که تنها در حيطه قانوني رواج پيدا مي کرد به محاکم قضايي روي آورد. او خصوصاً به نحوه تعريف دادگاهها از سود يا درآمد که هنوز در شرکتهاي سهامي به طرق مختلف ارائه مي شد علاقه مند بود. هاتفيلد به دنبال تحقيقات قانوني خود بدرستي حدس زد که سود بيش از هر موضوع حسابداري ديگري درگير مسائل قانوني شده است و در مباحثات حقوقي معمولاً سود به معناي درآمد موجد براي تقسيم سود است. او ميديد که فهم قانوني سود به ميزان زيادي وظيفه حسابداران را در گزارشگري درآمد مشکل ساخته است. در نهايت، هاتفيلد از محاکم قضائي در حل موضوعات حسابداري نااميد شد چرا که دريافت تصميمات قانوني ناهنجار است و جامعيت مطلوب را ندارد و در موارد زيادي حتي مغاير با اصول اساسي حرفه حسابداري است.

سوال اساسي در کل حسابداري، ارزش است که براي داراييها در نظر گرفته مي شود... و مشکل ارزيابي داراييها بشرت وابسته به استهلاک است. اين جمله نقل قولي است از يکي از سخنرانيهاي اوليه هاتفيلد در انجمن آمريکايي حسابداران عمومي که عمده کارهاي تئوريک او را در بر مي گيريد.

مانند ساير نويسندگان آموزش يافته قبل از دران کلاسيک حسابداري، تمرکز اصلي هاتفيلد بر ترازنامه بود. او اظهار مي داشت که نمايش صحيح وضعيت مالي کسب و کار در يک لحظه از زمان اساس حسابداري است و نمايش نتايج کسب و کار با وجود مهم بودن، در مرحله دوم قرار دارد. البته شناسايي سود در کارهاي بعدي او اهميت بيشتري پيدا کرد ولي از نظر هاتفيلد تعيين سود و زيان هميشه ماحصل فرايند ارزيابي بود. بنابر اين او هيچ تعريف مستقلي از اجزاي سود ارائه نداد. از نظر او سود و زيان تفاوت بين دوسمت ترازنامه است که نشان دهنده تغيير در خالص ارزش يا سرمايه بوده و نتيجه قهري و در عين حال ثانويه حسابهاي ترازنامه به حسابداري مي آيد. پيشرفتهاي بعدي در تئوري حسابداري، اين مفهوم را که سود متکي به ترازنامه است، کمرنگ کرد. ولي در اين اواخر اين عقيده در نگرش دارايي/ بدهي از سود خالص که توسط هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري (FASB) مورد توجه قرار گرفته، مجدداً مطرح شد. هاتفيلد يکي از مدافعان سرسخت مفهوم مالکيت در ترازنامه بود که اولين بار توسط اسپراگ در آمريکا مطرح شد. در شروع قرن بيستم تئوري واحد اقتصادي رواج داشت که مطابق آن تمام داراييها به عنوان بدهي به شرکت و بدهيها به عنوان مقاديري که توسط شرکت استقراض شده و شامل حقوق مالکان يا سرمايه نيز بود، تلقي مي شد. بنابر اين فرم استانداردمعادله حسابداري عبارت بود از: داراييها= بدهيها

اسپراگ که متاثر از هاگلي (Hugli)، اسکير (Schear) و ساير نويسندگان اروپايي بود اين ارتباط را گمراه کننده دانست و رابطه ديگري را به شرح زير مطرح کرد:

سرمايه+ بدهيها= داراييها

وي بحث مي کرد که بدهيها و سرمايه يکسان نبوده بلکه دو گروه متمايز از حسابها هستند که نشاندهنده ارتباطات مالي متفاوتند. يقيناً واحد تجاري همان ارتباطي را که با مالکان خود دارد با ساير بستانکاران نخواهد داشت. رابطه اسپراگ توسط هاتفيلد، پيتون و سايرين گسترش يافت و با کمي پالايش در کاربرد اصطلاحات، شکل مدرن معادله حسابداري شناخته شد.

سالها پس از مرگ هاتفيلد، تاکيد بر روي ترازنامه به ميزان زيادي کنار گذاشته شد و سود خالص و سهم سود هر سهم معيار اساسي عملکرد سهامداران، مديران وتحليگران شد ولي نگرش ترازنامه اي جاودانه ماند و موضوع علائق جديد در اواخر دهه 70 قرار گرفت. امروزه گزارشگري مالي در آمريکا کاملاً از تمرکز بر صورت سود و زيان به سمت ترازنامه در حال برگشت است. اين برگشت در چارچوب نظري هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري (بخصوص بيانيه مفاهيم حسابداري مالي شماره 5 و6) بازتاب يافته است و همچنين تاثير آن بوضوح در استانداردهاي اخير حسابداري مالياتي (بيانيه استانداردهاي حسابداري مالي شماره 96 و 109) و در پيش بيني هاي جاري هيئت بر روي ابزارهاي مالي و تامين مالي خارج از ترازنامه (بيانيه استانداردهاي حسابداري مالي شماره 105 و 107) ديده مي شود.

هاتفيلد به ارزيابي داراييها به عنوان غامضترين مسئله ترازنامه مي نگريست و مي گفت اين مسئله در مورد بدهيها خيلي ساده و قابل حل است. او ريشه مشکل را در اين مي دانست که انسان به طور طبيعي تمايل دارد داراييهاي خود را بيش از واقع ارزيابي کند. درصمن دو عامل ديگر را که در اواخر قرن 19 مطرح شد در پيچيده تر شدن مسئله سهيم مي دانست؛ اول افزايش بيسابقه در قيمتها و دوم منسوخ شدن و از مد افتادن سريع فناوري.

به منظور کمک در رفع سردرگمي و مجادله ميان حسابداران در گزارش ارزش داراييها در ترازنامه، هاتفيلد سه قانون کلي ارزيابي را پيشنهاد کرد؛ اول آنکه داراييها يا موجودي کالا با فرض تداوم فعاليت ارزشيابي شوند، نه به ارزش تصفيه، دوم نوسانات در ارزش بازار دارايي هاي ثابت ناديده گرفته شود، و سرانجام اينکه استهلاک هميشه به طور کامل شناسايي شود. تا زماني که او کتاب حسابداري را نوشت، معتقد بود که اکثر حسابداران ارزش تصفيه و تجديد ارزيابي داراييهاي ثابت را به منظور انعکاس ارزشهاي جاري بازار حتي اگر کمتر از بهاي تمام شده بود، نمي پذيرفتند و بخصوص مخلف افزايش ارزش داراييهاي ثابت تا سطح قيمتهاي بازار بودند. هاتفيلد اين مخالفت را به ترس از شناسايي سود تجديد ارزيابي نسبت مي داد. او خودش هيچ مخالفتي با افزايش بهاي زمين تا سطح قيمتهاي بازار، نداشت به شرطي که مازاد آن به عنوان يک ذخيره تجديد ارزيابي در بستانکار ترازنامه نشان داده شود نه حساب سود و زيان يا مازاد. جامعه تجاري و احتمالاً حسابداران تحت استخدام آنها استهلاک را نپديرفتند و و هاتفيلد با عصبانيت از ادامه راه منصرف شد. در 1908، هرگونه شناسايي استهلاک تقريباً در شرکتهاي آمريکايي غير معمول بود. اگر چه تا 1927 شرايط به ميزان زيادي بهبود يافت ولي شرکتها هنوز به استهلاک به عنوان قانوني اجباري نگاه مي کردند نه ضرورت. براي هاتفيلد استهلاک چيزي کمتر از يک قانونت طبيعي نبود و اظهار مي داشت تمام ماشين آلات در گذر مقاومت ناپذيري به سمت قراضه شدن هستند، اين فرايند ممکن است با تعميرات کند شود ولي قابل پيشگيري نيست. در عين حال هاتفيلد با منظور کردن استهلاک، بيش از آنچه بايد باشد نيز مخالف بود، چرا که معتقد بود اين عمل منجر به ايجاد ذخاير مخفي سود و ارزيابي داراييها به ارزشهاي کمتر از واقع شده و در نهايت به کاهش قيمتهاي سهام منجر مي گردد.

روشهاي حسابداري خاصي هاتفيلد را شديداً آزرده مي کرد، که برجسته ترين آنها استفاده غلط از استهلاک بود. روشهاي قديمي و محافظه کارانه ارزيابي زمين، حسابداري سرقفلي، و همچنين حسابداري موجدي کالا از ديگر مسائل بود. طبق روال سنتي، موجودي کالا به بهاي تمام شده ارزيابي مي شد و از آنجا که موجودي کالا دارايي در گردش بود نه دارايي ثابت، به اقل قيمت تمام شده يا بازار ارزيابي مي گرديد. هاتفيلد اين راهکار را غير يکنواخت و نامعقول مي دانست و مي گفت اگر ارزش با فرض تداوم فعاليت معيار درجه اول ارزيابي است، معقولترين راهکار ارزيابي موجوديها بايد خالص ارزش بازيافتني باشد که قيمت فروش منهاي بهاي واگذاري است. به رغم ناسازگاري تئوري و عمل، هاتفيلد دريافت که رويه مرسوم و متداول در اين مورد خيلي محکم است و موجودي کالا همچنان به همان روش ارزيابي مي شود.

با شروع قرن جديد مخالفتهايي در برابر شناسايي داراييهاي نامشهود در گزارشهاي مالي شرکتهاي سهامي ديده مي شد. هاتفيلد و ساير نويسندگان هم دورانش از اين عمل حمايت کردند با اين استدلال که اين دارائيها نوعي حق قابل انتقالند که مي توانند منجر به سود گردند. سرقفلي و ساير داراييها جايگاه موجهي در ترازنامه داشتند و براي شناسايي آسانتر، فرمولي کلي براي کمي کردن ارزش اين اقلام ارائه شد که عبارت بود از: درآمد بيشتر از حد متعارف که ارزش آن با نرخ معقول محاسبه شود با اين شرط که تمام موارد اين ارزش از بهاي تمام شده کمتر باشد.

اين محدوديت در ارتباط با سرقفلي مشکل ايجاد مي کرد. سرقفلي شناسايي نمي شد مگر آنکه خريداري شود. خود هاتفيلد اين راهکار را غير منطقي مي دانست، چرا که خود شرکتي که اين ارزش را ايجاد کرده بود نمي توانست آن را به عنوان دارايي شناسايي کند.

يکي از موارد بحث انگيز ديگر، استهلاک داراييهاي نامشهود بود. هاتفيلد استهلاک را براي همه داراييهاي نامشهود توصيه کرد و در مورد سرقفلي، راهکار منطقي را منظور کردن آن به هزينه به تعداد سالهايي که در ارزشگذاري آن به کار رفته است دانست. براي ساير دارائيهاي نامشهود نيز عمر قانوني آنها را در نظر گرفت؛ البته کستر (Kester) عمر مفيد را بهتر مي دانست.

با خواندن زندگي هاتفيلد درمي يابيم که در کارهاي او نثر شکوهمند، شعور انتقادي و طنز آميز، آموزش عميق و مباحثات منطقي ديده مي شود. همچنين قدرت پيشگويي او بايد مورد قدرداني قرار گيرد چرا که او دو گرايش مهم در حسابداري مدرن آمريکا را پيش بيني کرده بود. اول آنکه او به درستي حدس زد که انجمن حسابداري آمريکا با پذيرش تحقيق به عنوان محور فعاليت خود، تمرکز خود را در آموزش حسابداري از دست خواهد داد و همان طور که ديده شد تقريباً شصت سال بعد اعضاي انجمن از برنامه هاي تحقيقي مايوس شدند و به آموزش بازگشتند. هتفيلد همچنين مي ديد که حسابداري مالي ساختاري اساسي خود را از معادله حسابداري گرفته است و سود را اساساً نتيجه ترازنامه مي دانست و حرفه حسابداري نيز امروز در فرايند برگشت به ترازنامه و قرار دادن آن در راس تئوري حسابداري است.

در سي سال گذشته، زندگي و آثار هاتفيلد در ادبيات حسابداري ناشناخته بود؛ تنها در پرتو گسترشهاي اخير است که وي موضوع و مورد توجه و علاقه قرار گرفته است. هاتفيلد در 25 دسامبر 1945 در سن 79 سالگي درگذشت.

تالار مشاهير حسابداري به پاس مشارکت او در توسعه حسابداري در 1957 از او بزرگداشتي به عمل آورد و فردي که بينش عميق و فکر مستقل او به پيشرفت اوليه حسابداري کمک نمود از وي قدرداني کرد. به علاوه، مونيتز (M. Moonitz) استاد حسابداري دانشگاه کاليفرنيا در برکلي و لينتلتون (Littleton) مقاله دفاعي تاريخي از دفترداري او را جزء مهمترين مقالات دهه 1920 شناختند. در اوايل دوره زندگي هاتفيلد، هيچ گونه محاکم داوري مانند هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري يا کميسيون بورس اوراق بهادار براي ارائه اصول صحيح حسابداري وجود نداشت و طيفي از راه حل هاي حسابداري در شرايط مشابه به کار گرفته مي شد. در چنين شرايطي، هاتفيلد در کتاب خود به جاي فرموله کردن قوانين غير قابل انعطاف، موارد گوناگون موجود را نشان داد، و از آنجا که دريافته بود حسابداري هنوز در مرحله تکويني خود قرار دارد، موارد قانوني و نهادهاي قانونگذار را در مجموعه خود ذکر کرده بود. هاتفيلد در مقدمه کتاب حسابداري خود بيان کرده است که تحقيقات و تاليفات در حسابداري در 18 سال مالين انتشار دو کتاب او، نسبت به 400 سال قبل از زمان لوکا پاچيولي، بيشتر بوده است.

بدون شک، هاتفيلد دانشمندي پيشرو در حسابداري بود و نوشته هاي او تاثير تکويني نيرومندي در توسعه تئوري حسابداري و در نتيجه رشد حسابداري در حرفه داشت. تئوري و روشهاي جديد حسابداري به ميزان زيادي مديون اوست.


1395/04/09

Bookmark and Share   شماره خبر :1107 تعداد بازدید :440

درج نظرات اخبار

نویسنده *  
نظر *  
کد ویژه
کد امنیتی
Captcha reload